سيد على اكبر برقعى قمى

348

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

عاميانه نشوى شده است و يا در تعريب به صورت نشوى درآمده و در تعريب ضابطه‌اى نيست . بارى مفرّح بن ابى عبد اللّه نشوى از حفّاظ حديث بدان منسوب است . نصرآبادى : منسوب است به نصرآباد از قراى اصفهان و ميان آن و دستجرد زاينده‌رود فاصله است و ازآنجاست محمّد طاهر نصرآبادى مؤلّف تذكرهء شعراى عصر صفوى معروف به تذكرهء نصرآبادى و در سال 1083 به تأليف آن شروع كرد و خود نيز داراى طبع بوده و شعر گفته و مثنوى به تبع اهلى شيرازى نظم نموده است و مطلع مثنوى وى در توحيد به اين ابيات شروع مىشود : اى ز تو گل تازه و تر شاخسار * حمد تو گويد همه بر شاخسار مهر و مه از پرتو تو با چراغ * از تو چه فردوس و چه صحرا چه باغ خاطرش از ياد تو آن كو تهى است * در تنش از رشتهء جان كوتهى است از ره پرشور تو پاينده است * آدمى از نور تو تابنده است اين مثنوى داراى صنعت تجنيس است و به دو بحر خوانده مىشود و كتاب تذكرهء نصرآبادى را اديب و شاعر معاصر وحيد دستجردى چاپ كرد و در صفحهء 457 آن شرح حال مؤلّف به قلم مؤلّف مذكور باشد . « 1 » نصرانى : منسوب است به ناصره بر خلاف قياس شهرى كه در آن عيسى مسيح زيست نزديك طبريّه از شهرهاى اردن و پيروان مسيح را نصرانى گويند و نصارا جمع آن است و جمعى از رياضىدانان و فيلسوفان و ستاره‌شناسان در فهرست ابن نديم و اخبارالحكماى قفطى و نظائر اين كتب با نسبت نصرانى ديده مىشود . نصرى : منسوب است به نصريّه بر وزن فتحيّه نام محلّتى در غربى بغداد و از آن محلّت است قاضى ابو بكر محمّد بن عبد الباقى نصرى معروف به قاضى مارستان و ابو العبّاس احمد بن علىّ بن دادا « 2 » خبّاز نصرى در شمار محدّثان . و نيز منسوب است به نصر بن قعين پدر تيره‌اى در قبيلهء اسد بن خزيمه و از اين تيره است حسن بن ميمون نصرى در شمار مورّخان و صاحب كتاب الدوله و كتاب المآثر و نيز نصرى منسوب است به نصر بن معاويه پدر تيره‌اى در قبيلهء هوازن و نيز به نصر بن ربيعه پدر تيره‌اى در قبيلهء لخم . « 3 » نصيب : بر وزن زبير نام نصيب بن رياح است از شعراى مبرّز و مملوك عبد العزيز بن مروان و در سياهى رخسارش گفت : فان اك حالكا فالمسك لونى * و ما لسواد جسمى من دواء ولى كرم عن الفحشا ناء * كبعد الأرض عن جوّ السماء

--> ( 1 ) - و نيز ابراهيم بن محمّد معروف به شيخ ابو القاسم نصرآبادى در شمار اكابر صوفيان و عارفان قرن چهارم هجرى و خليفهء شيخ شبلى جعفر بن يوسف است و در قريهء نصرآباد اصفهان خانقاهى داشته است . متوفّاى سالهاى 367 و يا 372 در نصرآباد اصفهان يا به روايتى ديگر در مدينه يا در مكّه ( ريحانة الأدب : 6 / 177 ) . ( 2 ) - دادا ، با دو دال بر وزن بابا ( مؤلّف ) . ( 3 ) - و نيز مالك بن عوف بن سعد بن يربوع نصرى در شمار شاعران و صحابيان است متوفّى سال 20 هجرت ( الأعلام / زركلى : 5 / 264 ) .